|
باستان شناسی- تاریخ- هنر- معماری-دوره اشکانی و ساسانی(Archaeology And art Parthian&sasanian period)
|
|
|
|
||||
|
Table of Contents = Civilizations -- Cultures -- Areas -- Regions -- Prehistory
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 12:6 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
http://www.chtn.ir/WebForms/Fa/News/NewsInfo.aspx?ID=37572
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:34 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خسرو پوربخشنده
تاريخ كهن ري و سير پيشرفت تمدن در اين خطه نياز به بحثي گسترده دارد كه در اين مختصر، مجال آن نيست منظور از نوشتن اين مقاله كوتاه مكانيابي يكي از آثار با ارزش باستاني ري است كه تاكنون با وجود كاملا مشخص بودن محل آن در معرفي مكان آثار اشتباهي وجود داشته است كه اين خطا در تحقيقات بعدي كه با استناد به گزارش حفار صورت گرفته اثر گذاشته است. ري از دوران پيش از تاريخ و در تمامي دوران تاريخي و اسلامي تا به امروز در صحنه تاريخ و فرهنگ ايران حضور داشته است و حفاريهاي باستانشناسي از تمامي اين دورانها مدارك مستدلي را ارايه داده است، در اين مقاله صرفنظر از دوران پيش از تاريخ و اوايل دوران تاريخي صرفا از دوره ساساني به طور مختصر بحث خواهد شد.
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:26 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ماري ژوزف استو مترجم : رضا مصطفي زادگان
در آن سوي ساحل زيباي خليج فارس و ميان آب هاي نيلگون آن ، جزيره اي قرار دارد كه دور از هياهوي تاريخ ايران زمين،نقش و نگاره هايي از گذر تمدن در طول هزاران سال را در خود حفظ كرده است ولي كشف طلاي سياه در فلات قاره و برنامه ريزي براي ايجاد پايانه نفتي در سال 1956 ،اين جزيره مسكوت را به كانون توجه مورخان و باستان شناسان تبديل ساخت .
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:21 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محوطه تاریخی ولیران که یکی از مهمترین محوطه های عصر اشکانی و ساسانی ایران و بخصوص استان تهران به شمار می رود از سال ۸۶ تا به حال رها شده و صدمات زیادی به آن وارد شده است و جنانچه اعتباری جهت حفاظت و ادامه کاوشها اختصاص داده نشود به طور کامل تخریب خواهد شد. با وجود ارائه برنامه حفاظت و کاوش طی سال های ۸۷ و ۸۸ و نامه های مکرر متاسفانه تا به حال هیچ اقدامی صورت نگرفته است.امیداواریم با تغییر رئیس سازمان بخش پژوهشی استان تهران مورد توجه بیشتری قرار گیرد . انشاءالله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:11 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تمركزگرايي دولت ساساني تغييرات مهمي در تجارت آن دوره ايجاد كرد، علاوه بر آن استقلال شهرهاي كارواني سوريه و بينالنهرين نيز از بين رفت. عموما بازرگاني تحت حكومت ساسانيان همراه با سلسله مراتب قانوني ، به خوبي سازماندهي شده بود.
در اواخر سده چهارم ميلادي تهاجم بدويان به آسياي مركزي و ايران شرقي به طور قابل ملاحظهاي مانع تجارت در شرق شد. اما با اين وجود ، توسعه ديوانسالاري پايدار در هر دو امپراتوري بيزانس و ساساني و رشد اهميت تجارت بين آنها و همچنين تجارت با شرق دور به پيشرفت در طول دوره خسرو اول (79 _ 531 م) و جانشينانش كمك كرد. در اين مدت سغديان فعالترين بازرگانان جاده ابريشم بودند. چينيها، ميوه، شراب، آثار فلزي (به خصوص از آهن)، زره، ظروف شيشهاي و همه نوع سرگرميهاي سغدي را وارد ميكردند. براي مثال اسلوب و مضامين هنري ايران ساساني با طرح طاووس نر و اسبهاي بالدار روبهروي هم بر جامههاي كتان ظاهر شد كه در آسياي مركزي، چين و حتي ژاپن عموميت داشت. با اين وجود اشياي كمي از اين نوع و با منشاء ايراني باقي مانده است. ساسانيان براي فروش كالا از مهرهاي گلي استفاده مي كردند. كشف مهر ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بينالمللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكههاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق ميكند. كشف مهر ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بينالمللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكههاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق ميكند. منابع سرياني، پارسي ميانه و تلموذي هم در مورد تجارت امپراتوري ساساني اطلاعاتي به دست ميدهند. در دوره ساساني، تيسفون مركز بزرگ تجاري بينالنهرين در ساحل دجله، جانشين بابل و سلوكيه شد. هنوز هم جاده اصلي كه از بالاي بينالنهرين، از نزديك محل امروزي همدان _ تهران (ري باستان)، به درون فلات ايران امتداد مي يافت بود و از كنار صحرا ميگذشت و از طريق خراسان به آسياي مركزي يا به سمت هند ميرفت زنده است. نقشهها و سفرنامهها پيوستگي برخي راههاي تجاري روزگار باستان را آشكار ميكند كه هنوز در بيشتر آنها تردد صورت مي گيرد. همچنين سفرنامههاي باقي مانده از دوره ساساني بر پيوستگي جادههاي تجاري دلالت دارد كه از سوريه و جنوب بينالنهرين شمالي تا محل تلاقي دجله و فرات ادامه داشت، همان راهي كه در دوره پارتيان نيز مورد استفاده بود. ضمن اينكه در امتداد تمام جادهها عوارض و تعرفه از كاروانها وصول ميشد. روميان و پارتيان به ترتيب جاي خود را به بيزانسيان و ساسانيان دادند كه بر سر كنترل تجارت مزبور با هم رقابت ميكردند. علي رغم جنگهاي هميشگي، در امتداد راههاي اصلي نمايشگاهها و بازارهايي برپا ميشد و حجم تجارت دائما در حال افزايش بود. از كتب حقوق سرياني و «ماتيكان هزار دادستان» پهلوي اين گونه استنباط ميشود كه تجارت ساسانيان تا حد زيادي در اختيار اتحاديهها و شركتها يا خانوادههاي بازرگاني بوده كه در زمينه قوانين و مقررات حاكم بر خريد و فروش توليدات خبره بودند. از قوانين تقسيم دارايي و توارث كه در كتابهاي قانون شرح داده شده تنها اندكي از آن باقي مانده است. به نظر ميرسد مالكيت عمومي كالا، زمين و خانهها شايعتر از مالكيت خصوصي بوده است. اصطلاح «hambāyīh» (شراكت) نه تنها به روابط تجاري بلكه به ساير همكاريها راجع به ساخت كانال هاي آبياري و نظير آن اشاره ميكند. در ابتدا جريان تجارت به جاي داد و ستد، بر پايه نظام پولي استوار بود. سكههاي نقره با عيار بالا كه دولت ساساني ضرب ميكرد به عنوان پول تا واحد تورفان تركستان نيز مورد استفاده بودند. اين سكهها همچنين در تجارت با نواحي بالاي رود ولگا در روسيه و درياي سياه نيز داراي ارزش بود. تجارت اخير حتي در مقياسي وسيعتر در دوره اسلامي نيز تداوم يافت. درهم نقره ساساني مدلي براي ساير پولها در شرق شد. درهم نقره ساساني مدلي شد براي ساير پولهايي كه در شرق، به ويژه نزد هپتاليان و يا در واحد بخارا ضرب ميشد. در خلال حاكميت طولاني ساسانيان، اين سكه فقط در موارد محدودي تحت تاثير مسائل سياسي، كمارزش شد؛ يك بار در دوره پادشاهي شاپور اول (2_240 م) و بار دوم وقتي كه پيروز (484 _ 459م) مجبور شده بود، غرامت سنگيني را به هپتاليان بپردازد. مالياتها و بهره بالاي وامها باعث محدوديت بازرگانان در ايران عصر ساساني ميشد. بازرگانان در اين زمره طبقات بالاي اجتماع قرار نداشتند. برعكس آن در آسياي مركزي آنها از احترام بيشتري برخوردار بودند. در دوره ساساني طبقه اعيان زميندار در راس هرم جامعه بودند اما در مناطقي همچون بخارا و سمرقند بازرگانان بزرگ مهمترين نفوذ را در همه امور حكومتي داشتند. نكته مهم اين كه منابع مكتوب آسياي مركزي، كتيبهها و همچنين نامهها، بيشتر به ساخت كانالها يا مخازني براي آب و يا به امور مالي اختصاص دارند، در صورتي كه كتيبههاي ساساني داراي مضامين مذهبي يا سلطنتي هستند. مقارن با اواخر دوره ساساني رقابت با بيزانس براي كنترل تجارت هند تشديد شد. ساسانيان بحرين و عمان را در كنترل داشتند و در سال 570 م يمن يك پايگاه ايراني شد. «كوسپاس» رقابت بين بازرگانان بيزانس و ساساني را در ساحل غربي هند توصيف كرده و «پروكوپيوس» اظهار ميدارد كه ايرانيان تمام تجارت هند را در دست داشتند. در خصوص تجارت مناطق شمالي، اطلاعات قابل مقايسه نيست، اما مقادير زيادي سكههاي نقره، ظروف و ساير آثار ساساني و يا از آسياي مركزي در روسيه پيدا شده است. اين يافتهها به ويژه وقتي با مقادير اندك نقره بيزانس مقايسه شود مدركي براي تسلط ساسانيان بر اين مسير محسوب ميشوند. ايرانيان از شمال خزر، كهربا، عسل، موم و ساير كالاها را وارد ميكردند. در طول تاريخ، طلا به قيمت بالايي در هند به فروش ميرفت. به نظر ميرسد اين مساله كه دليل عمده به دست نيامدن اشياي زرين، غير از سكههاي طلا، از آسياي مركزي و ايران بوده تقريبا از آغاز تاريخ عموميت داشته است. در اوايل سده دوم قبل از ميلاد كوشانيان، آخرين سلسله شرق فلات ايران بودند كه مقادير معتنابهي سكههاي طلا در روزگار باستان ضرب كردند. حكام بعدي غالبا نقره ضرب ميكردند، البته اين بدان معني نيست كه معادن طلاي كوههاي آلتايي، تيانشان و جاهاي ديگر از توليد دست كشيده باشند. طلا بيشتر از آسياي مركزي و ايران به جنوب بوده ميشد. تجارت داخلي شاهنشاهي ساساني نيز داراي اهميت بود. كالاهاي اصلي شامل اجناسي چون مواد غذايي، جبوبات، شراب، خشكبار، روغن خوراكي و مانند آن ميشد كه كمتر جنبه تجملي داشتند. همچنين پارچه، لباس، ظروف شاهنشاهي ساساني و در آسياي مركزي يافت ميشد. احتمالا در هر دو ناحيه محصولات لبني، گوشت، پشم و فرشهاي بافته شده با وسايل و ظروف معاوضه ميشد. مواد غذايي توسط روستاييان ساكن تهيه ميشد. قوانين و مقررات، معاملات داخلي را نيز همانند تجارت بينالمللي نظم ميبخشيد. شركت ها تامين محصولات مورد نياز بازار را تقبل ميكردند كه خانوادهها يا تجار بزرگ در آن جا (بازار) محصولات يا خدمات را به معرض فروش ميگذاشتند. اطلاعاتي در دست نيست كه آيا سيستم پستي همانند دوره هخامنشيان وجود داشته است، اما پيكها و كاروانها، پيغامها و كالاها را به هر سو ميرساندند. ميتوان پذيرفت كه سازمانهاي خصوصي و حكومتي، بازرگاني درون مرزهاي شاهنشاهي را اداره ميكردهاند، البته، درك ما در اين رابطه غير مستقيم و از طريق كتابهاي قانوني است. گسترش وسيع تجارت در دوره اسلامي به مقدار زيادي مرهون تجربيات پيشين ساسانيان و مردمان آسياي مركزي بوده است. اما همچنان كه مرزهاي خلافت اموي فراتر از حدود امپراتوريهاي ساساني و آسياي مركزي رفت، تجارت و بازرگاني نيز به سطوح سابق خود بازگشت. از بين رفتن بسياري از مرزهاي داخلي، گذشته از انحصارات تجاري بيزانس و ساساني، پيشرفت قابل ملاحظهاي به خصوص براي حكومتهاي واحد آسياي مركزي به ارمغان آورد. منبع: «encyclopaedia Iranica»
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 8:51 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاسداشت شب چله میراث قوم کاسپیان است. کاسپها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.انها مردمانی با چشمهای کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند. کاسپها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایهگذاری کردند. از جمله تمدنهای آبی (Hydraulic Civilizations) که میتوان از زیگورات چغازنبیل، آسیابها و قناتهای دزفول و شوشتر بهعنوان آثار باقیمانده از تمدن کاسپها نام برد. همچنین پلهای بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقیهایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازهگیری کنند. کاسپها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندکاندک افزوده شده و از طول شبهای سرد کاسته میشود. این جشن در ماه پارسی «دی» (تولد دوباره خورشید) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بودهاست که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شدهاست. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین. هنگام توسعهٔ آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار میشدهاست و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و بهخصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود همچنان باقی ماند اما با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقههای مختلف مسيحيت متفقالقول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح میدانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند. با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقههای ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح میدانند. آنچه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشارههای انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و همچنين تاريخ دوران اوليهی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابلانکار است. نخستين مايههای جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديهی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زندهنگهداشتن آن کوشيدهاست. . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند.آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد
البته آن طور که از متون مقدس مسیحیان (کتاب مقدس : عهد جدید) برمی آید، تولد عیسای مسیح در یکی از اعتدالین (اعتدال بهاری یا پاییزی) صورت گرفته است و نه در زمستان.(چنانکه در «انجیل» آمده است که در زمان تولد مسیح «چوپانان گله های خود را به چرا می بردند») همانگونه که مورخین قرون اولیه انتشار مسیحیت روایت می کنند، تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(کریسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز خورشید بوده است.
جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:26 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دکتر مسعود آذرنوش 1324_1387 از استادان و پژوهشگران سرشناس باستانشناسي ايران است. وي دانشآموخته کارشناس ارشد باستان شناسي و تاريخ هنر در دانشگاه تهران است. آذرنوش در سال 1352 از اين دانشگاه فارغالتحصيل شد و در سال 1368 از دانشگاه کاليفرنيا دکتراي باستان شناسي گرفت. او پژوهشگر مرکز باستان شناسي ايران بود.
وي در زمان رياست خود در پژوهشکده باستان شناسي تغييرات اساسي انجام داد که باعث پيشرفت و بهبود باستان شناسي کشور ايران شدهاست.
آذرنوش امكان ورود به تشكيلات باستان شناسي رابراي نسل جوان باستان شناسان فراهم كرد و در سايه حمايتهاي او بود كه پژوهشهاي جديدي خصوصا در زمينه پيش از تاريخ در ايران شكل گرفت.
آذرنوش يکي از مدافعين سرسخت خليج فارس بودهاست. يکي از اقدامات مهم او ايجاد کتابخانه تخصصي در پژوهشکده باستان شناسي است. مسعود آذرنوش آغازگر فعاليتهاي گسترده باستان شناسان خارجي در ايران است.
مروري كلي بر زندگينامه اين باستان شناس به اين شرح است:
مسعود آذرنوش در 5فروردين 1324در كرمانشاه متولد شد.
گروه : علوم انساني رشته : باستان شناسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مسعود آذرنوش پس از تحصيلات ابتدايي و متوسطه، مشغول به تحصيل در رشته باستان شناسي پرداخت، و در سال 1347موفق به اخذ درجه ليسانس از دانشگاه تهران شد. وي پس از خدمت وظيفه مشغول به تحصيل در دوره كارشناسي ارشد باستان شناسي شد و در سال 1353پايان نامه خود را با عنوان (تمدن و هنر هيتيت )موفق به دريافت درجه كارشناسي ارشد شد. در سالهاي پس از انقلاب براي تحصيل به اروپا و سپس آمريكا عزيمت كرد و در سال 1366رساله دكتراي خود را با عنوان : هنرساساني در شرق فارس «كاوشهاي حاجي آباد درنزديكي داراب، ايران » در گروه باستان شناسي دانشگاه ايالتي كاليفرنيا ارائه داد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سوابق اجرايي و اداري مسعود آذرنوش از سال 1349ـ1375به شرح زير است: ـ سرپرست هيات هاي كاوش بررسي ، مركز باستا ن شناسي ايران 59ـ1349
ـ استاد يار موسسه باستان شناسي دانشگاه تهران ،از 1375.
ـ عضو انجمن ايران شناسي اروپا. ـمشاور مجله باستان شناسي و تاريخ ،مركز نشر دانشگاهي.
- همكار مجله كتابشناسي انتقادي چكيده هاي ايران شناسي(Abstracta iranica)
- مدير گروه باستان شناسي دانشگاه آزاد اسلامي تهران .
- بورس تحقيقاتي از موسسه باستان شناسي آلمان،برلن ،1365.
- بورس تحقيقاتي از موزه پليتن ،نيويورك 67ـ1366.
- انجمن حفظ آثار باستاني و بناهاي تاريخي ايالت بروكسل ،بلژيك ،74ـ1373.
فعاليتهاي آموزشي : مسعود آذرنوش در دانشگاههاي تهران ،تربيت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامي تهران دروس زير را تدريس كرده است: باستان شناسي اشكاني ،باستان شناسي ساساني ،باستان شناسي يونان و روم ، روش كاوش و بررسي (نظري و عملي )و تاريخچه باستان شناسي . ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : مسعود آذزنوش در سالهاي 57ـ1345 حضور فعالي در كاوشهاو بررسي ميداني ايران داشت چنانكه مي توان به موارد زير اشاره كرد: - شركت در كاوشهاي هفت تپه خوزستان ،دانشجو
- كار آموز ،به سرپرستي عزت الله نگهبان ،1346.
- -استان خراسان ،دانشجو ـكار آموز ، به سرپرستي عزت الله نگهبان ،1347. -شركت در كاوشهاي هفت تپه خوزستان ،دانشجو ـ كار آموز ،به سر پرستي سيف اله كامبخش فرد .1347. -شركت در كاوشهاي هفت تپه خوزستان ،دانشجو ـ كار آموز ،به سرپرستي عزت الله نگهبان ،1348. -شركت در كاوشهاي كنگاور كرمانشاه دانشجو ـ كار آموز ، به سرپرستي سيف الله كامبخش فرد ،1351. -كاوشهاي مسجد سليمان ،نماينده مر كز باستان شناسي ايران ،به سرپرستي ر.گيرشمن ،1352. -شركت در كاوشهاي كنگاور ،مسوول كار گاه ،به سرپرستي سيف الله كامبخش فرد ،1352. -شركت در كاوشهاي هفت تپه خوزستان ،معاون هيات ،به سرپرستي عزت الله نگهبان ،1353. -كاوش كردار تپه ، نماينده مركز باستان شناسي ايران ، به سرپرستي ك.كرمر ،1353. -شركت در كاوشهاي كنگاور كرمانشاه ،مسوول كارگاه ،به سرپرستي سيف اله كامبخش فرد،1353. -شركت در كاوشهاي شوش مسوول كارگاه شائور ،به سرپرستي ژ.پر،1355. -كاوشهاي گورستان محوطه سنگ شير و تپه هگمتانه همدان ،سرپرست هيات ،1355 -كاوشهاي كنگاور و در چال ،سرپرست هيات ،1356. -بررسي هاي حاجي آباد (تل سفيدك )فارس ، سرپرست هيات ،1354. -كاوشهاي حاجي آباد (تل سفيدك )فارس ،سرپرست هيات 1357. -كاوشهاي كنگاور كرمانشاه ، سرپرست هيات ،1357. -كاوشهاي حاجي آباد (ميل نقاره و چهار ستون )فارس ،سرپرست هيات ،1376. -كاوشهاي حاجي آباد (تل سفيدك )فارس،سرپرست هيات ،1377. -كاوشهاي ابراهيم آباد قزوين (كاوش آموزشي گروه باستان شناسي دانشگاه تهران )،سرپرست هيات ،1379.
چگونگي عرضه آثار : مسعود آذر نوش نتايج مطالعات و پژوهشي هاي باستان شناسي خود را در همايشها و كنگره هاي ملي و بين المللي متعددي عرضه نموده است، از جمله اين همايش هاي عبارتند از: - هفتمين كنگره ي بين المللي باستان شناسي و هنر ايران (مونيخ ،آلمان ) -سمپوزيوم هاي چند گانه باستان شناسي و هنر ايران پيش و پس از پيروزي انقلاب (تهران )؛ -موزه متر پليتن (نيويورك ،آلمان ) -كلوپ باستان شناسي دانشگاه كلمبيا (نيويورك ،آمريكا ) -موزهاي سكلر و فرير (واشنگتن ،آمريكا ). -همايش بين المللي جاده ي ابريشم ،يونسكو (پاريس ،فرانسه ) -همايش بين المللي جاده ي ابريشم ،يونسكو و پژوهشگاه علوم انساني (تهران ) -نخستين (تورين ،ايتاليا )؛دومين (بامبرگ ،آلمان )وچهارمين (پاريس ،فرانسه )كنفرانس اروپايي پيرامون پژوهش هاي ايران شناسي . آثار او عبارتند از :
1 A New sasania temple in easten ويژگي اثر : Iranica antiqua1984 2 deux sasions de fouilles a la necropole de sang - e shir (hamedan( ويژگي اثر : In the akten des vll . Internationlen kongresses fur iranische kunst and archaeologie , munchen publish1979 3 Excavations at hagiabad ويژگي اثر : first preliminary report, iranica Antiqua1983 4 Excavations at kangavar ويژگي اثر : Archaologische mitteihungen aus iran 1981 5 From persepollise to al - fustet :continuation of acha menid architectural concepts ويژگي اثر : in proceedings of the second european conference of iranian studies , bamberg , 30th september to 4 th october , 1991 ,Publish in 1995 6 hagi abad residense sassanide dans le fars ويژگي اثر : les dossirers de larcheologie empires perses , d alexandre aux sassanides 1999 7 Hamedan,survey of Excavationsin iran1973-74 ويژگي اثر : iran,1975 8 Kangavar ويژگي اثر : in the dictionary of art 1996 9 kngavar un temple seleucide d anahita devient un munoment sassanide , ويژگي اثر : dossiers de l archeologie empires perses d alexandre aur sassanide 1999 10 la more de gulien I apostat selon ies sources iraniennes ويژگي اثر : byzantion , revue internationale des etudes byzantions 1992 11 les fouische de hagi abad ويژگي اثر : arabie orientale , mesopotamie et iran meridional de l age du fer au debut de la period islamique 1984 12 Mil-e naqarah hanah , complex of two cahar taps in eastrn fars ويژگي اثر : Archeologia iranica et oreintalis miscellanea in honorem louis vanden berghe1989 13 Parthian and sassanian stucoo ويژگي اثر : In the splendor of iran 14 sapur II ardasir II, ans sapur III :Another Perspective ويژگي اثر : Archaeologische mitteilungen aus iran1986 15 sassanian architecture ويژگي اثر : In the splendor of iran 16 sassanian Art in Eastern fars :the Excavation of a manorhouse at hagi abad darab , iran ويژگي اثر : in dissertation Abstracts internation, section 1988 17 Seleucid and parthian architecture ويژگي اثر : In the splendor of iran 18 Stucco , III, history and uses , I ancient ويژگي اثر : I n the dictionary of art (london :macmillan) forthcoming1996 19 The manor house of hagi abad and the chranology of the sasssanin Gavernose of kusansar . ويژگي اثر : Histore et culter de parsi centrale preslamique ecarites et documents archejologiques 20 ايدز ،اخلاق ،و آينده ويژگي اثر : زتان 1375 21 بFire temple and anahita temple Adiscussion on some iranian palaces of some iranianpalaces of worship ويژگي اثر : mesopotamia 1987 22 بخش دوران تاريخي در چكيده هاي باستان شناسي ويژگي اثر : مركز نشر دانشگاهي و انجمن ايران شناسي فرانسه درتهران . 23 به مناسبت سفر گرجستان ويژگي اثر : باستان شناسي و تاريخ 1378. 24 چشم انداز كرد لر در هزاره ي يكم پيش ازميلاد. ويژگي اثر : نشريه ي انجمن فرهنگ ايران باستان 1353. 25 خليج فارس ، خليج يتيم ويژگي اثر : نگاه نو 1372 26 فصل دوم كاوشهاي محوطه ي باستاني سنگ شير در همدان . ويژگي اثر : گزارش هاي چهارمين مجمع سالانه ي كاوشهاي و پژوهشهاي باستان شناسي در ايران ،تهران ، 1355. 27 كاوشهاي گورستان محوطه ي سنگ شير . ويژگي اثر : گزارش سومين مجمع سالانه ي كاوش ها وپژوهش هاي باستان شناسي در ايران ، تهران ،1354. 28 كهن ترين پاپيروس عربي ويژگي اثر : ترجمه از يوسف راغب كه وقف ميراث جاويدان مي باشد1379. 29 نگاهي ديگر به شاهپور دوم ، اردشير دوم و شاهپور سوم:پيشنهادي براي باز نويسي بخشي از تاريخ دوره ي ساسانيان ويژگي اثر : باستان شناسي و تاريخ 1375. 30 هنر ايران در دوره ي اشكانيان ويژگي اثر : دائر النعارف بزرگ اسلامي 31 هنر ايران در دوره ي ساسانيان ويژگي اثر : دائر المعارف بزرگ اسلامي 32 ور تاجيكان ويژگي اثر : معارف دوره دوازدهم 1374. منبع: نشريه باستان پژوهي ،ويژه نامه نقش دانشگاه تهران در باستان شناسي ايران ،زمستان 1379
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:26 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 9:51 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:6 توسط محمدرضانعمتی- Mohamad reza Nemati
|
|
|||||
|
|||||